Sunday, June 13, 2010

معلمان زندانی

این متنی است که آقای عبدالاهی کارشناس آموزش در وبلاگ خود برای همکارانش که در زندان هستند نوشته اند.

سرراست بروم سر اصل مطب: همکاران ما را آزاد کنید : باعانی ، بهشتی ، داوری ، بداغی و خواستار را .

گفته ام ، باز هم می گویم که استفاده از ابزارهای امنیتی و قضایی روش مناسبی برای حل مسایل تشکل های صنفی نیست و فقط مشکلات را پیچیده تر می کند.

دستگیری و دادگاهی کردن چاره کار نیست، زیرا پرونده مطالبات معلمان در اصل ماهیت امنیتی و سیاسی ندارد.

دلیل مشکلات به وجود آمده ، ناتوانی و عدم کفایت مسئولان وزارت آموزش و پرورش در تعامل سازنده با تشکل ها و مدیریت درست مطالبات فرهنگیان بوده است.

در واقع هم دستگاه های امنیتی وقضایی و هم فعالان صنفی، جور ضعف و ندانم کاری مدیران بخش ستادی وزارت آموزش و پرورش و نهاد جایگزین سازمان برنامه و بودجه در دولت را می کشند.

ادامه بازداشت همکارانی که در میان جامعه معلمان به عنوان فعالان صنفی شناخته شده اند، عقلا و منطقا هیچ فایده ای برای آموزش و پرورش ، دستگاه امنیتی و قضایی و منافع ملی کشور ندارد.

وجود چند فعال صنفی در زندان ، استخوان لای زخم است.

زندانی کردن برخی فعالان صنفی امکان نقد تفکر و عمل آنها را منتفی کرده و عده ای از همکاران این دستگیری ها را دلیلی بر درستی تفکرات رادیکال و تند می دانند. درحالی که دوستان زندانی ما انسان های معتدل و با منطقی هستند.

به فرض اینکه این دوستان در پیمودن راه صنفی مرتکب اشتباه شده اند و ناخنکی هم به سیاست زده اند ، یا حرف تندی گفته اند و یا نوشته اند، تنها در شرایطی که آزاد باشند امکان نقد عملکرد آنها و تصحیح فکر و عملشان فراهم می شود.

با حذف افراد شناخته شده ، سایت ها و تشکل های مسئول و شناسنامه دارمعلمان ولو نامطلوب ، دور به دست افراد فرصت طلب ، بی هویت ، تندرو، دروغگو و هتاکی می افتد که هر روز یک نسخه بدلی برای درد معلمان می پیچند.

دوستان ما را آزاد کنید ما خودمان در فضای گفتگو ونقد، اشتباهات خودمان را تصحیح می کنیم.

اصولا تندروی و رادیکالیسم و کارهای پرخطر و غیر قانونی با گروه خونی معلم جماعت سازگار نیست. اگر هم به این کارها تظاهر کنیم به ما نمی آید و بیشتر واکنشی و نمایشی است.

واقعا دلم برای لحن تند و تیز و صادقانه صحبت های باغانی تنگ شده است.هر چند به دلیل مشکل شنوایی بیشتر صحبت های او را نمی فهمم. باغانی فقط لحنش تند است اما خیلی مهربان و با صفا است و قلبی از طلا دارد.

همین طور دلم برای کل کل کردن با بهشتی تنگ شده . من با بهشتی اختلاف نظر دارم، اما زندانی بودن او را نمی پسندم . فقط وقتی از تفکر و کارهای بهشتی انتقاد می کنم که آزاد شود و در شرایط برابر با من قرار گیرد.

درست است که بداغی، این لر عصبانی، زبانش تلخ و مزاجش تند است ، اما راه آمدن با او قلق دارد . با فشار، کار با او راست نمی شود و به سامان نمی رسد.

نگاه نجیبانه محمد داوری را فراموش نمی کنم. آدمی که آرام ، فهمیده ، معتدل و سازگار است... سونامی انتخابات او را برد کنج سلول.

جای همکارمان هاشم خواستار با تن رنجور در زندان نیست. فکر عفونت لثه و دندان او خواب از چشم من می رباید.

من در جایگاه قاضی و بازجو نیستم و برای کسی هم تکلیف تعیین نمی کنم. اما گفته ام و باز هم می گویم این بازداشتها هیچ نتیجه مثبتی برای هیچکس ندارد.

لطفا همکاران ما را فعلا آزاد کنید تا نزد خانواده شان برگردند. همه را حتی آنهایی که به خاطر چیز دیگری دستگیر شده اند. حرمت معلم را نگهدارید .

برای آزادی آنها ، غرور معلمیمان را ، قلممان را، ریشمان را ، تار سبیلمان را ، یک لوله گچ سفید را و موهای خاکستریمان را گرو می گذاریم.

فعلا آزادشان کنید و به وقتش هم به پرونده آنها در دادگاه رسیدگی کنید. با عدالت و با رعایت احترام و انصاف و رافت پرونده شان را ورق بزنید و بخوانید و حکم کنید .

یادتان نرود ما معلم کودکان شما هستیم. در همه جوامع معلمان حرمت دارند و حرفشان را زمین نمی زنند. معلمان در حوزه سیاست بی کسند ، این را نوشتم" تا نگویند که از یاد فراموشانند".

No comments: